تبلیغات |
رایحه بهشت | ||
[ شنبه 12 فروردین 1391 ] [ 03:39 ب.ظ ] [ مریم بهرامی نوین ]
[ نظرات ]
«یا مولاتی یا فاطمة الزهراء اغیثینی»
پـیـش حـریـم حرمـتش، خیـل ملک کشید صف
رونق دین مـصطفی(ص)،هست به چشم اهل دل
از پس رحلت نبی(ص)، کس نزده ست در جهان
هـمـچو خـسی در آتـشش، قهـر خدا کشد همی
بهررضای مصطفی(ص)،از ره مهر روز و شب
در همه طول زندگی، بعد مـحـمـّد(ص) و عـلـی(ع)
هـست به دل مـرا کـجا، غـیر مـحـبـت عـلـی(ع)
منبع شعر: کتاب زمزمه های دلجو، ص12.
[ جمعه 22 اردیبهشت 1391 ] [ 10:26 ق.ظ ] [ مریم بهرامی نوین ]
[ نظرات ]
پیامبـراكـرم (ص) فـرمـوده است: بهترین شما نرمخـوترین شما به اطرافیان و بزرگوارترین شما به زنان است. (مسند فاطمه الزهراء (س) ، ص 221) 2ـ على (ع) رهبر و پیشوا پیامبر اكرم (ص) فرمود: هر كه من سرپرست اویم، پس على سرپرست اوست و هر كه را من رهبر اویم ، پس على رهبر اوست. ( بهجه ، ج 1، ص 285. ) 3ـ على (ع) بهترین داور گروهى از فرشتگان درباره ی چیزى با یكدیگر مشاجره نمودند، حاكم و داورى را از بنى آدم تقاضا كردند، خداوند متعال به آنها وحى فرمود كه خـودتان انتخاب كنید و آنان على ابن ابیطالب را برگزیدند. ( بهجه ، ج 1، ص 306 ) 4ـ داناترین و نخستین مسلمان رسول خدا (ص) به مـن فرمودند: شوهر تو در دانش داناترین مردم و نخستین مرد مسلمان و در بردبارى برترین مردم است. ( بهجه، ج 1، ص 302) 5ـ كمك به ذرارى ( فرزندان ) پیامبر پیامبر اكرم (ص) فرمود:هركسى براى فردى از فرزندان من كارى انجام دهد و بر آن كار پاداشى نگیرد. مـن پاداش دهنـده او خـواهـم بـود. ( بحـارالانوار، ج 96، ص 225) 6 ـ على و شیعیان پیامبر خدا (ص) به على(ع) نگریست و فرمـود: این شخص و پیروانش در بهشت اند. ( احقاق الحق، ج 7، ص 308) 7 ـ شیعه على در قیامت پیـامبـر خـدا به علـى(ع) فـرمـود: اى ابـاالحسـن ، آگـاه بـاش كه تو و پیروانت در بهشت هستید. ( احقاق الحق ، ج 7، ص 307) 8 ـ پیامبر در جمع اهل بیت بر رسول خدا(ص) وارد شدم، جامه اى را گستراند و فرمود: بنشین. در این وقت حسن(ع) آمد ، فرمـود: نزد مادرت بنشیـن، بعداً حسیـن (ع) آمـد. فـرمـود: با اینها بنشین. پـس على (ع) آمد . فرمود: تـو نیز با اینان بنشیـن، آن گاه اطراف جامه را گرفت و روى ما انداخت.( بهجه ،ج 1، ص 277) 9ـ نتیجه صلوات بر زهراء(س) رسـول خدا(ص) به مـن گفت: اى فاطمه هر كه بر تـو صلـوات فرستـد، خداوند او را بیـامـرزد و به مـن ، در هـر جـاى بهشت بـاشـم ملحق گـردانـد. ( بهجه ، ج 1، ص 287 ) 10 ـ حجاب فاطمه پیامبـر اكـرم (ص) همـراه بـا مرد نابینایى به خانه فاطمه(س) آمد، بلافاصله فاطمه(س) خود را كاملاً پوشاند. رسول خدا(ص) فرمود: چرا خود را پوشاندى با ایـن كه او تـو را نمى بیند؟ فاطمه (س) فرمـود: اى پیامبر خدا اگر او مرا نمـى بیند، مـن كه او را مى بینـم و او بوى مرا حس مى كند پیامبر اكرم فرمود: گواهى مى دهـم كه تو پاره دل منى . ( همان ، ج 1، ص 274.) 11 ـ نتیجه سلام و تحیت بـر رسـول خـدا و دختـرش زهـراء پدرم در زمان حیاتش به من فرمود: هـر كه بـر مـن و تـو تا سه روز تحیت و سلام بفرستد، بهشت بر او واجب گـردد. ( همان، ج 1، ص 267) 12 ـ پیامبر ، پدر فرزندان زهرا فـاطمه (س) از پیـامبـر اكـرم نقل كـرده كه فـرمـود: همانا خـداوند عزوجل ذریه هر یك از فرزندان مادرى را سبب ارتباط و خـویشاوندى قرار داده كه به وسیله آن ذریه به او منسـوب مى شوند مگر فرزندان فاطمه كه مـن سـرپـرست و خـویشـاونـد آنها هستـم (و به مـن منسـوب مـى شـونـد). ( فـرائد السمطین، ج 2، ص 77)
13 ـ خوشبخت واقعى فاطمه (س) از پیامبراكرم(ص) نقل كرده كه فرمود: این جبرئیل (ع) است كه مرا خبر مى دهد: همانا خـوشبخت واقعى كسـى است كه على را، در زندگى ام و پس ازمرگم دوست داشته باشد. ( بهجه، ج 1،ص 271) 14 ـ بخشى از خطبه زهرا (س) حضـرت زهـرا(س) در آن سخنزانـى معروفـش در مسجـد فـرمـود: خـداونـد ایمـان را بـراى تطهیـر شمـا از شـرك قـرار داد، و نماز را براى پاك شدن شما از تكبر، و زكـات را بـراى پـاك كـردن جـان و افزونـى رزقتان، و روزه را براى تثبیت اخلاص، و حج را براى قوت بخشیدن دین ، و عدل را براى پیراستن دلها، و اطاعت ما را براى نظم یافتن ملت، و امـامت مـا را بـراى در امـان مـانـدن از تفرقه، و جهاد را براى عزت اسلام، و صبر را براى كمك در استحقاق مزد، و امـر به معروف را بـراى مصلحت و منـافع همگـانـى ، و نیكـى كـردن به پـدر و مـادر را سپـر نگهدارى از خشـم ، و صله ارحام را وسیله ازدیاد نفرات، و قصاص را وسیله حفظ خون ها، و وفـاى به نذر را بـراى در معرض مغفـرت قـرار گـرفتـن ، و به انـدازه دادن تـرازو و پیمـانه را بـراى تغییـر خـوى كـم فـروشـى، و نهى از شـرابخـوارى را بـراى پـاكیزگـى از پلیـدى ، و دورى از تهمت را بـراى محفـوظ مـاندن از لعنت، و تـرك سـرقت را بـراى الزام به پـاكـدامنى ، و شـرك را حـرام كـرد بـراى اخلاص به پـروردگـارى او ، بنابـرایـن ، از خـدا آن گـونه كه شایسته است بتـرسید و نمیرید، مگر آن كه مسلمان باشید، و خـدارا در آنچه به آن امر كرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت كنید، زیرا كه "از بندگانـش ، فقط آگاهان، از خـدا مـى ترسند."( سـوره فاطر آیه28 ) (احتجاج طبرسى ، ص 99، چاپ سعید.) 15 ـ موقعیت اهل بیت در نزد خدا خـدایـى را حمـد و سپاس گـوییـد كه به خاطـر عظمت و نـورش هر كه در آسمان ها و زمیـن است به سوى او وسیله مى جـوید، و ما وسیله او در میان مخلوقاتـش و خاصان درگـاه و جـایگـاه قـدس او و حجت غیبـى و وارث پیـامبـرانـش هستیـم. ( فـاطمه الزهـراء بهجه قلب المصطفـى، ج 1، ص 265) 16 ـ دستورالعملى جامع در وقتى كه بستر خواب را گسترده بودم ، رسول خدا(ص) بر من وارد شد ، فرمـود: اى فـاطمه نخـواب مگـر آن كه چهار كار را انجـام دهـى: قـرآن را ختـم كنـى، و پیامبران را شفیعت گردانى، و مؤمنیـن را از خود راضى كنى، و حج وعمره اى را به جا آورى. ایـن را فرمـود و شروع به خـواندن نماز كرد، صبر كردم تا نمازش تمام شد، گفتـم: یا رسول الله به چهار چیز مرا امر فرمودى در حالى كه بر آنها قادر نیستم آن حضرت تبسمى كرد و فرمود: چون قل هو الله را سه بار بخوانى مثل این است كه قرآن را ختم كرده اى و چون بر من و پیامبران پیش از من صلوات فرستى، شفاعت كنندگان تو در روز قیامت خواهیـم بود، و چون براى مؤمنیـن استغفار كنى ، آنان همه از تو راضى خواهند شد، و چون بگـویـى: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر حج و عمره اى را انجام داده اى. (بهجه ، ج 1، ص 304) 17 - زیان بخل پیامبراكرم (ص) فرمـود:از بخل ورزیدن بپرهیز، زیرا كه بخل آفتى است كه در شخص بزرگـوار نیست. از بخل بپـرهیز، زیـرا كه آن درختـى است در آتـش دوزخ كه شاخه هایـش در دنیاست و هـر كه به شاخه اى از شـاخه هـایـش درآویزد داخل جهنمـش گرداند. ( همان، ج 1، ص 266) 18 ـ نتیجه سخاوت پیامبراكـرم (ص) به مـن گفت: بـرتـو باد سخاوت ورزیدن، زیرا كـه سخاوت درختـى از درختـان بهشت است كه شاخه هایـش به زمیـن آویخته است ، هر كه شاخه اى از آن را بگیـرد او را به سـوى بهشت مـى كشـانـد. ( بهجه، ج 1، ص 266) 19 ـ سحر خیزى رسول خدا (ص) بر من گذشت ، در حالى كه در خواب صبحگاهى بودم، مرا با پایـش تكان داد و فرمـود: دختـرم بـرخیز شاهـد رزق و روزى پـروردگارت باش و از غافلان مباش . زیرا كه خـداوند روزی هاى مردم را بیـن طلوع فجر تا طلـوع آفتاب تقسیـم مى كند. (مسند فاطمه الزهراء، ص 219 ) 20 ـ زمان استحابت دعا رسول خدا(ص) فرمود: در روز جمعه ساعتى است كه بنده مسلمان در آن وقت چیزى از خدا نخواهد مگر آن كه خداوند به او عطا گرداند و آن وقتى است كه نیمه خـورشید به سوى مغرب نزدیك گردد. ( مسند فاطمه الزهراء ، ص 221) [ چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ] [ 02:08 ب.ظ ] [ مریم بهرامی نوین ]
[ نظرات ]
[ شنبه 16 اردیبهشت 1391 ] [ 09:24 ب.ظ ] [ مریم بهرامی نوین ]
[ نظرات ]
فاطمه علیها السلام یادگارى از همسر عزیز محمد صلى الله علیه و آله و سلم خدیجه كبرى است، نخستین زنى بود كه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم با وى ازدواج كرد و نیز اولین زنى بود كه در آغاز بعثت آن حضرت به وى ایمان آورد،و آیین خداییش را به جان خرید.خدیجه با مال سرشار خویش پایههاى اسلام را استوار ساخت و با فداكاریش در راه تحقق نداى توحید و اسلام،از هیچ فداكارى دریغ نورزید.رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بر این فداكارى ارج نهاد و هیچ گاه او را از یاد نبرد. به نقل مورخان شیعه فاطمه علیها السلام از چنین مادر بزرگوارى سه و یا پنجسال بعد از بعثت پیامبر اكرم به دنیا آمد،اما اغلب مورخان اهل سنت ولادت آن بانوى دو سرا را پنجسال قبل از بعثت دانستهاند.به برخى از اقوال در این زمینه-از شیعه و اهل سنت-اشاره مىكنیم: 1-مرحوم كلینى مىنویسد:«فاطمه زهرا علیها السلام پنجسال پس از بعثت رسول خدا به دنیا آمد و 75 روز پس از رحلت آن حضرت در سن هیجده سالگى از دنیا رفت.» (1) 2-ابن شهر آشوب چنین مىنویسد:«فاطمه زهرا علیها السلام پنجسال بعد از بعثت در بیستم جمادى الثانى متولد گردید كه مصادف با سه سال پس از وقوع معراج بود.حضرت هشتسال همراه پدر گرامیش در مكه زیست و سپس به مدینه مهاجرت كرد.عمر شریفش در زمانى كه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم از دنیا رفت،هجده سال و هفت ماه بود،و بعد از رحلت پدرش 72 یا 75 روز بیشتر زندگى نكرد.» (2) طبرى در كتاب«دلائل الامامه» (3) ،مرحوم مجلسى در بحار الانوار (4) ،علامه اربلى در كشف الغمه (5) قول فوق را در ولادت آن حضرت تایید كردهاند.روایاتى نیز در تایید این قول موجود است.به دلیل اختصار از نقل آنها خوددارى مىكنیم. قول دیگر كه از علماى اهل سنت نقل شده چنین است:«ولادت فاطمه زهرا پنجسال قبل از بعثت پیامبر اسلام بوده است،زمانى كه خانه كعبه را سیل خراب كرد و قریش كعبه را بنا مىنهاد. » (6) علت این كه میلاد فاطمه علیها السلام را قبل از بعثت نقل كردهاند و تاریخ ولادت را تغییر دادهاند،به نظر مىرسد به دو منظور بوده است:1-فضایلى كه در ولادت فاطمه زهرا علیها السلام در روایات آمده است،خدشهدار كنند،2-با نقل این تاریخ دروغین،مىخواهند چنین جلوه دهند كه فاطمه علیها السلام در سن هجده سالگى با على ازدواج كرده است،و چنین نتیجه بگیرند كه او دخترى معمولى بوده و در خانه مانده بوده است و كسى براى ازدواج با او پیشقدم نمىشده است. با تحریف تاریخ ولادت حضرت فاطمه علیها السلام،این هدف را دنبال مىكنند كه هم سیده زنان را خفیف كنند و هم على علیه السلام را كه در این ازدواج از شان و منزلتى برخوردار شده است، سبك شمارند و این فضیلت را نادیده انگارند. اما با استناد به روایات صحیح و تاریخ،این قول كه ولادت آن بانوى بزرگوار قبل از بعثتبوده، باطل و بدون دلیل است،بلكه ولادت فاطمه زهرا علیها السلام پس از بعثتبوده است و با تشریفات و مقدمات خاصى نطفه این در گرانمایه منعقد شده و با حضور زنانبهشتى به دنیا آمده كه بدان اشاره مىكنیم. انعقاد نطفه فاطمه علیها السلام از میوه بهشتى «نعم یا عائشه!انی لما اسری بی الى السماء ادخلنی جبرئیل الجنة فناولنی منها تفاحة فاكلتها فصارت نطفة فی صلبی،فلما نزلت واقعتخدیجة ففاطمة من تلك النطفة،و هی حوراء انسیه،كلما اشتقت الى الجنة قبلتها،آرى اى عایشه!هنگامى كه به معراج رفتم جبرئیل مرا به بهشتبرد و از سیب بهشتى به من داد و من خوردم و همان سیب تبدیل به نطفهاى در صلب من شد و چون به زمین آمدم با خدیجه بودم كه او فاطمه را حامله شد.فاطمه،حوراى انسیه است.هر گاه مشتاق بهشت مىشوم،دخترم فاطمه را مىبوسم.» (7) علامه اخطب خوارزمى خبر فوق را با تفصیل بیشتر نقل مىكند،و با این تفاوت كه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:«میوهاى از میوههاى بهشتخوردم...و هر وقتبه بوى بهشت مشتاق مىشوم،فاطمه را استشمام مىكنم....» (8) حاكم در مستدرك از سعد بن مالك نقل مىكند كه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: «اتانی جبرئیل بسفرجلة من الجنة فاكلتها لیلة اسرى بی فعلقتخدیجة بفاطمة فكنت اذا اشتقت الى رائحة الجنة شممت رقبة فاطمة،در آن شبى كه به معراج برده شدم،جبرئیل یك گلابى از بهشتبرایم آورد.آن را خوردم و خدیجه به فاطمه حامله شد،پس هر وقت مشتاق بوى بهشتمىشوم،گردن فاطمه را مىبویم.» (9) سخن گفتن فاطمه علیها السلام در رحم مادر «هنگامى كه خدیجه با رسول خدا ازدواج كرد،زنان مكه از وى كنارهگیرى كرده و رفت و آمد خود را با او قطع نمودند.خدیجه از این جهت غمگین گردید،تا اینكه به فاطمه علیها السلام حامله شد.این نوزاد در رحم با خدیجه سخن مىگفت و خدیجه را دلدارى مىداد و خدیجه این مطلب را از پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم پنهان مىداشت،تا اینكه روزى حضرت وارد خانه شد و شنید كه خدیجه با كسى سخن مىگوید.پرسید:خدیجه با كه سخن مىگفتى؟خدیجه پاسخ داد: جنینى كه در شكم دارم با من سخن مىگوید و همدم من است.پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:اى خدیجه!جبرئیل به من خبر مىدهد كه جنین در شكم تو دختر است و خداى تعالى نسل مرا از وى قرار مىدهد و ائمه دین و پیشوایانى كه خداوند پس از انقضاى وحى،جانشینان خود در زمین قرار خواهد داد از نسل او هستند.» (10) چگونگى ولادت فاطمه علیها السلام خدیجه از این پیغام غمگین شد و در حال غم و اندوه بسر مىبرد كه ناگاه چهار زن گندمگون بلند قامت-همچون زنان بنىهاشم-را مشاهده كرد كه وارد خانه شدند.خدیجه از دیدن ایشان نگران شد.یكى از آن چهار زن به سخن آمد و گفت:«اى خدیجه!نترس و محزون مباش كه پروردگار تو ما را فرستاده و ما خواهران تو هستیم.من ساره هستم،این یك آسیه دختر مزاحم (همسر فرعون) است كه همدم تو در بهشتخواهد بود،و آن دیگر مریم دختر عمران و چهارمى كلثوم خواهر موسى بن عمران است.خداى تعالى ما را فرستاد تا در وضع حمل تو را كمك دهیم. »آن گاه كمك كردند تا فاطمه علیها السلام به دنیا آمد. (11) [ شنبه 16 اردیبهشت 1391 ] [ 09:14 ب.ظ ] [ مریم بهرامی نوین ]
[ نظرات ]
غبار غم از سیمای زیبای علی می زدودی و بر زخم های فزون از ستاره ی پیکرش که نشان از رزم با باطل داشت، مرهم می نهادی. فتوحات مولا، رهین مهربانی توست. هنوز خطابه های رسایت سراج راه مجاهدان است و بر آفاق تاریخ می تابد. پاره ی تن رسول یار بودی و یگانه یاور یکتا امیر عاشقان. تلألؤ ذوالفقارعلی، وامدار عزم و عزت تو بود. آنگاه که بر بی بصیرتان و دنیا پرستان غضب می کردی، غضبناکی آفریدگار قادر، آشکار می شد. رضای تو رضای حق بود و با خرسندی ات، تمامت اهل عرش و ساکنان قدس، قرین شعف می شدند. [ شنبه 9 اردیبهشت 1391 ] [ 07:22 ب.ظ ] [ مریم بهرامی نوین ]
[ نظرات ]
بسی رنج بردم بدین سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی
ابی الحسین احمدبن فارس بن زکریا رازی ، که از بزرگترین واژه شناسان درسده چهارم بوده است و نزد همه معتبراست در دو کتاب ( المقائیس فی اللغه + مجمل اللغه ) خود نخستین معنای « عجم » را تخم خرما و انگورو میوه هائی همانند انگور میداند . «النوی ، و کل ماکان فی جوف ماءکول مثل العنب ما اشبهه فهو عجم ». باید درپیش چشم داشت که نام خرما درعربی که « قصب = قسب » باشد ، معنای نیشکر نی و قلم وکلک را هم داشته است ( لغت نامه ). اینهمانی خرما با نیشکر، اهمیت دارد چون « قصب» ، معرب « کس+ به » است که به معنای « نای به = وای به » است که زنخدای ایران میباشد. خوارزمی در کتاب مقدمه الادب مینویسد که « عجم » ، دانه هرچیزی است. بدین علت به درخت خرمائی که ازتخم خرما بروید ، عجمه میگویند .
سعدی میگوید : شرب نوش آفرید ازمگس نحل نخل تناور کند ز دانه خرما
پس معنای اصلی عجم، که « تخم و دانه وهسته » باشد، تصویری بوده است که با خود، برآیندهای گوناگون آورده است . تخم ، در پهلوی وگویشها « توم » خوانده میشود ، و معنای « تاریک » هم دارد . در سغدی واژه « دانه » ، « دوانه » میباشد ( فرهنگ قریب ) که درکردی به معنای جفت وهمزاد میباشد . همچنین« توم » در عبری وآرامی ، به معنای « همزاد ، دوقلو» هست که امروزه به شکل « توماس» ، ازنامهای متداول درغربست( Biblisch-Historisches Handwoerterbuch) ). « تخم » درخود ، درخت وشاخ وبرگ و بر را بالقوه دارد، وبدین علت ، گنج نهفته درتاریکی است .
به تخم درخت ارفتی در گمان نگه کن برش، تخم باشد همان
ازسوئی هرتخمی درواقع ، تخم درون تخم است . ازاین رو ، آنچه درتخم ودانه و هسته ، نهفته است ، نیروهائی هستند که در تاریکی و پوشیده و نادیدنی هستند . این تصویر، یکی ازتصاویر بنیادی درجهان بوده است ، و بیان « ازخود بودن» ، «ازخود ، روشن شدن» ،« ازخود ، سرچشمه بودن » است ، چون همه چیز را درخود دارد . همچنین « شیره وافشره در تخم » که نشان ِ اصل درخت ومیوه است ، درست درتخم ودانه ، پوشیده و نا دیدنیست . این معنای اصلی « عجم » است . ازاین رو یکی از معانی عجم بنا بر اشتاین گاس ، هم شیره وافشره ازدانه های گیاهان وهم آزمودن ، امتحان کردن است. این معانی گرانقدر، ازیکسو مارا ازغنای درونی تخم ( عجم ) آگاه میسازد و ازسوی دیگر ، به پوشیدگی و ناشناس بودن آن، اشاره میکند
این رویه ناشناس بودن وپوشیده بودن ِ از معنای اصلی هست ، که سپس از عوام عرب ، معنای منفی پیدا کرده است . آنچه ما نمی فهمیم ، بد وزشت و تباه است . امروزهم ، این شیوه تفکر، درمیان عموم ، رایجست . ولی دراصل ، عجم ، به ایرانی بدان علت گفته میشده است که انسان آزاده ایست و برپای خود میایستد . رابطه عرب با ایرانی ، با محمد، شروع نشده است . عربها با ایرانیان پیش ازآمدن محمد ، رابطه دیگر داشته اند . این دو گونه رابطه را باید جداگانه بررسی کرد. این اصطلاح « عجم » ، ریشه دراین دوره پیش از محمد و اسلام دارد.ایرانی آنگاه ، بدان علت عجم خوانده میشده است ، چون پیروان فرهنگ زنخدائی (= ارتائی ) بوده اند. « اجم» و« سورستان» و هروم ( روم ، هر= نی ) ، اصطلاتی برای جوامع زنخدائی ایران بوده اند که اعراب نیز پیرو آن بوده اند . اجه ، به هندی « قصب السکریا نیشکر » است. اجمه ، درمقدمه الادب خوارزمی به معنای بیشه ونیستان است و جمع آن « اجم » میباشد . « عجه » درمنتهی الارب به معنای « خایگینه ، لغت مولده است » ( یعنی تخم مرغ ) . اج، درفارسی، به درخت افرا گفته میشود که نام دیگرش « اسپندان » است که به خوبی مارا به اصل راهنمائی میکند . « ئوز » که همان « خوز» باشد ( خوزستان= نیستان) به معنای نی است، و این نام زنخدای ایران بوده است که برای پیروان زرتشت ، بت ( اوز دِس ) وزشت و پلشت شده است ، و اعراب درست همین زنخدا را بنام « عزی » میپرستیده اند . مقصود اینست که عرب، پیش ازپیدایش اسلام،با دیدی دیگری به ایرانیان مینگریسته اند ، و ایرانیان را ارجمند میشمرده اند ، ونام « عجم = اجم » ، بیان بزرگواری ایرانیان و پیوند عرب با چنین ایرانی بوده است . چنانکه درشاهنامه نیز« عربستان» با « ایران » باهم ، بهره ایرج ، نخستین شاه اسطوره ای ایران میگردد . مراورا پدر، شهرایران گزید هم ایران هم دشت نیزه وران همان تخت شاهی و تاج سران بدو داد که او را سزا دید گاه همان تیغ ومهر ونگین و کلاه سرانرا که بُد هوش و فرهنگ ورای مراورا چه خواندند ، ایران خدای
نویسنده مطلب : منوچهر جمالی [ شنبه 12 فروردین 1391 ] [ 03:34 ب.ظ ] [ مریم بهرامی نوین ]
[ نظرات ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||