تبلیغات
رایحه بهشت

رایحه بهشت



[ شنبه 12 فروردین 1391 ] [ 03:39 ب.ظ ] [ مریم بهرامی نوین ] [ نظرات ]

«یا مولاتی یا فاطمة الزهراء اغیثینی»

 


           خـلـقـت کـائـنـات شــد، بـهـر وجــود فاطمه(س)
                                                      زنـده هـمـه جـهان شد از، یمن ورود فاطمه(س)

 

           پـیـش حـریـم حرمـتش، خیـل ملک کشید صف
                                                     از سـر شـوق جـمـلگی، مـحو سجـود فاطمه(س)

 

           رونق دین مـصطفی(ص)،هست به چشم اهل دل
                                                      هـم ز قـیـام فـاطـمـه(س)،هـم ز قـعــود فاطمه(س)

 

           از پس رحلت نبی(ص)، کس نزده ست در جهان
                                                      غـیر امـیـرمـؤمـنان(ع)،گـام به سـوی فاطمه(س)

 

           هـمـچو خـسی در آتـشش، قهـر خدا کشد همی
                                                      هر که کـند تـجـاوز از، حـق و حـدود فاطمه(س)

 

           بهررضای مصطفی(ص)،از ره مهر روز و شب
                                                      نام عـلی مـرتـضـی(ع)، گـشـت سـرود فاطمه(س)

 

           در همه طول زندگی، بعد مـحـمـّد(ص) و عـلـی(ع)
                                                      با حسنین(ع) بود و بس، گفت و شنود فاطمه(س)

 

           هـست به دل مـرا کـجا، غـیر مـحـبـت عـلـی(ع)
                                                      کـی بـه زبـان مـن بــوَد، غـیـر درود فاطمه(س)

 

 

 

منبع شعر: کتاب زمزمه های دلجو، ص12.


 




[ جمعه 22 اردیبهشت 1391 ] [ 10:26 ق.ظ ] [ مریم بهرامی نوین ] [ نظرات ]


1ـ نـرمخـویـى در مقـابل دیگـران و احتـرام به زنـان

پیامبـراكـرم (ص) فـرمـوده است: بهترین شما نرمخـوترین شما به اطرافیان و بزرگوارترین شما به زنان است. (مسند فاطمه الزهراء (س) ، ص 221)

2ـ على (ع) رهبر و پیشوا

پیامبر اكرم (ص) فرمود:

هر كه من سرپرست اویم، پس على سرپرست اوست و هر كه را من رهبر اویم ، پس على رهبر اوست. ( بهجه ، ج 1، ص 285. )

3ـ على (ع) بهترین داور

گروهى از فرشتگان درباره ی چیزى با یكدیگر مشاجره نمودند، حاكم و داورى را از بنى آدم تقاضا كردند، خداوند متعال به آنها وحى فرمود كه خـودتان انتخاب كنید و آنان على ابن ابیطالب را برگزیدند. ( بهجه ، ج 1، ص 306 )

4ـ داناترین و نخستین مسلمان

رسول خدا (ص) به مـن فرمودند: شوهر تو در دانش داناترین مردم و نخستین مرد مسلمان و در بردبارى برترین مردم است. ( بهجه، ج 1، ص 302)

5ـ كمك به ذرارى ( فرزندان ) پیامبر

پیامبر اكرم (ص) فرمود:هركسى براى فردى از فرزندان من كارى انجام دهد و بر آن كار پاداشى نگیرد. مـن پاداش دهنـده او خـواهـم بـود. ( بحـارالانوار، ج 96، ص 225)

6 ـ على و شیعیان

پیامبر خدا (ص) به على(ع) نگریست و فرمـود: این شخص و پیروانش در بهشت اند. ( احقاق الحق، ج 7، ص 308)

7 ـ شیعه على در قیامت

پیـامبـر خـدا به علـى(ع) فـرمـود: اى ابـاالحسـن ، آگـاه بـاش كه تو و پیروانت در بهشت هستید. ( احقاق الحق ، ج 7، ص 307)

8 ـ پیامبر در جمع اهل بیت

بر رسول خدا(ص) وارد شدم، جامه اى را گستراند و فرمود: بنشین. در این وقت حسن(ع) آمد ، فرمـود: نزد مادرت بنشیـن، بعداً حسیـن (ع) آمـد. فـرمـود: با اینها بنشین. پـس على (ع) آمد . فرمود: تـو نیز با اینان بنشیـن، آن گاه اطراف جامه را گرفت و روى ما انداخت.( بهجه ،ج 1، ص 277)

9ـ نتیجه صلوات بر زهراء(س)

رسـول خدا(ص) به مـن گفت: اى فاطمه هر كه بر تـو صلـوات فرستـد، خداوند او را بیـامـرزد و به مـن ، در هـر جـاى بهشت بـاشـم ملحق گـردانـد. ( بهجه ، ج 1، ص 287 )

10 ـ حجاب فاطمه

پیامبـر اكـرم (ص) همـراه بـا مرد نابینایى به خانه فاطمه(س) آمد، بلافاصله فاطمه(س) خود را كاملاً پوشاند. رسول خدا(ص) فرمود: چرا خود را پوشاندى با ایـن كه او تـو را نمى بیند؟ فاطمه (س) فرمـود: اى پیامبر خدا اگر او مرا نمـى بیند، مـن كه او را مى بینـم و او بوى مرا حس مى كند پیامبر اكرم فرمود: گواهى مى دهـم كه تو پاره دل منى . ( همان ، ج 1، ص 274.)

11 ـ نتیجه سلام و تحیت بـر رسـول خـدا و دختـرش زهـراء

پدرم در زمان حیاتش به من فرمود: هـر كه بـر مـن و تـو تا سه روز تحیت و سلام بفرستد، بهشت بر او واجب گـردد. ( همان، ج 1، ص 267)

12 ـ پیامبر ، پدر فرزندان زهرا

فـاطمه (س) از پیـامبـر اكـرم نقل كـرده كه فـرمـود:

همانا خـداوند عزوجل ذریه هر یك از فرزندان مادرى را سبب ارتباط و خـویشاوندى قرار داده كه به وسیله آن ذریه به او منسـوب مى شوند مگر فرزندان فاطمه كه مـن سـرپـرست و خـویشـاونـد آنها هستـم (و به مـن منسـوب مـى شـونـد). ( فـرائد السمطین، ج 2، ص 77)

 

 

13 ـ خوشبخت واقعى

فاطمه (س) از پیامبراكرم(ص) نقل كرده كه فرمود: این جبرئیل (ع) است كه مرا خبر مى دهد: همانا خـوشبخت واقعى كسـى است كه على را، در زندگى ام و پس ازمرگم دوست داشته باشد. ( بهجه، ج 1،ص 271)

14 ـ بخشى از خطبه زهرا (س)

حضـرت زهـرا(س) در آن سخنزانـى معروفـش در مسجـد فـرمـود:

خـداونـد ایمـان را بـراى تطهیـر شمـا از شـرك قـرار داد،

و نماز را براى پاك شدن شما از تكبر،

و زكـات را بـراى پـاك كـردن جـان و افزونـى رزقتان،

و روزه را براى تثبیت اخلاص،

و حج را براى قوت بخشیدن دین ،

و عدل را براى پیراستن دلها،

و اطاعت ما را براى نظم یافتن ملت،

و امـامت مـا را بـراى در امـان مـانـدن از تفرقه،

و جهاد را براى عزت اسلام،

و صبر را براى كمك در استحقاق مزد،

و امـر به معروف را بـراى مصلحت و منـافع همگـانـى ،

و نیكـى كـردن به پـدر و مـادر را سپـر نگهدارى از خشـم ،

و صله ارحام را وسیله ازدیاد نفرات،

و قصاص را وسیله حفظ خون ها،

و وفـاى به نذر را بـراى در معرض مغفـرت قـرار گـرفتـن ،

و به انـدازه دادن تـرازو و پیمـانه را بـراى تغییـر خـوى كـم فـروشـى،

و نهى از شـرابخـوارى را بـراى پـاكیزگـى از پلیـدى ،

و دورى از تهمت را بـراى محفـوظ مـاندن از لعنت،

و تـرك سـرقت را بـراى الزام به پـاكـدامنى ،

و شـرك را حـرام كـرد بـراى اخلاص به پـروردگـارى او ،

بنابـرایـن ، از خـدا آن گـونه كه شایسته است بتـرسید و نمیرید، مگر آن كه مسلمان باشید،

و خـدارا در آنچه به آن امر كرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت كنید،

زیرا كه "از بندگانـش ، فقط آگاهان، از خـدا مـى ترسند."( سـوره فاطر آیه28 )  (احتجاج طبرسى ، ص 99، چاپ سعید.)

15 ـ موقعیت اهل بیت در نزد خدا

خـدایـى را حمـد و سپاس گـوییـد كه به خاطـر عظمت و نـورش هر كه در آسمان ها و زمیـن است به سوى او وسیله مى جـوید، و ما وسیله او در میان مخلوقاتـش و خاصان درگـاه و جـایگـاه قـدس او و حجت غیبـى و وارث پیـامبـرانـش هستیـم. ( فـاطمه الزهـراء بهجه قلب المصطفـى، ج 1، ص 265)

16  ـ دستورالعملى جامع

در وقتى كه بستر خواب را گسترده بودم ، رسول خدا(ص) بر من وارد شد ، فرمـود:

اى فـاطمه نخـواب مگـر آن كه چهار كار را انجـام دهـى: قـرآن را ختـم كنـى، و پیامبران را شفیعت گردانى، و مؤمنیـن را از خود راضى كنى، و حج وعمره اى را به جا آورى. ایـن را فرمـود و شروع به خـواندن نماز كرد، صبر كردم تا نمازش تمام شد، گفتـم: یا رسول الله به چهار چیز مرا امر فرمودى در حالى كه بر آنها قادر نیستم آن حضرت تبسمى كرد و فرمود:

چون قل هو الله را سه بار بخوانى مثل این است كه قرآن را ختم كرده اى و چون بر من و پیامبران پیش از من صلوات فرستى، شفاعت كنندگان تو در روز قیامت خواهیـم بود، و چون براى مؤمنیـن استغفار كنى ، آنان همه از تو راضى خواهند شد، و چون بگـویـى: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر حج و عمره اى را انجام داده اى. (بهجه ، ج 1، ص 304)

17  - زیان بخل

پیامبراكرم (ص) فرمـود:از بخل ورزیدن بپرهیز، زیرا كه بخل آفتى است كه در شخص بزرگـوار نیست. از بخل بپـرهیز، زیـرا كه آن درختـى است در آتـش دوزخ كه شاخه هایـش در دنیاست و هـر كه به شاخه اى از شـاخه هـایـش درآویزد داخل جهنمـش گرداند. ( همان، ج 1، ص 266)

18  ـ نتیجه سخاوت

پیامبراكـرم (ص) به مـن گفت: بـرتـو باد سخاوت ورزیدن، زیرا كـه سخاوت درختـى از درختـان بهشت است كه شاخه هایـش به زمیـن آویخته است ، هر كه شاخه اى از آن را بگیـرد او را به سـوى بهشت مـى كشـانـد. ( بهجه، ج 1، ص 266)

19 ـ سحر خیزى

رسول خدا (ص) بر من گذشت ، در حالى كه در خواب صبحگاهى بودم، مرا با پایـش تكان داد و فرمـود: دختـرم بـرخیز شاهـد رزق و روزى پـروردگارت باش و از غافلان مباش . زیرا كه خـداوند روزی هاى مردم را بیـن طلوع فجر تا طلـوع آفتاب تقسیـم مى كند. (مسند فاطمه الزهراء، ص 219 )

20  ـ زمان استحابت دعا

رسول خدا(ص) فرمود: در روز جمعه ساعتى است كه بنده مسلمان در آن وقت چیزى از خدا نخواهد مگر آن كه خداوند به او عطا گرداند و آن وقتى است كه نیمه خـورشید به سوى مغرب نزدیك گردد. ( مسند فاطمه الزهراء ، ص 221)




[ چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ] [ 02:08 ب.ظ ] [ مریم بهرامی نوین ] [ نظرات ]



[ شنبه 16 اردیبهشت 1391 ] [ 09:24 ب.ظ ] [ مریم بهرامی نوین ] [ نظرات ]


ولادت فاطمه زهرا علیها السلام
فاطمه زهرا علیها السلام بانوى دو سرا به هنگام ظهور اسلام و پس از بعثت پدرش پیامبر اكرم و در آن هنگام كه قیام حیاتبخش اسلام بتازگى ظهور نموده و بر پایگاههاى پیروزى گام مى‏گذاشت،چشم به این جهان گشود.

فاطمه علیها السلام یادگارى از همسر عزیز محمد صلى الله علیه و آله و سلم خدیجه كبرى است، نخستین زنى بود كه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم با وى ازدواج كرد و نیز اولین زنى بود كه در آغاز بعثت آن حضرت به وى ایمان آورد،و آیین خداییش را به جان خرید.خدیجه با مال سرشار خویش پایه‏هاى اسلام را استوار ساخت و با فداكاریش در راه تحقق نداى توحید و اسلام،از هیچ فداكارى دریغ نورزید.رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بر این فداكارى ارج نهاد و هیچ گاه او را از یاد نبرد.

به نقل مورخان شیعه فاطمه علیها السلام از چنین مادر بزرگوارى سه و یا پنج‏سال بعد از بعثت پیامبر اكرم به دنیا آمد،اما اغلب مورخان اهل سنت ولادت آن بانوى دو سرا را پنج‏سال قبل از بعثت دانسته‏اند.به برخى از اقوال در این زمینه-از شیعه و اهل سنت-اشاره مى‏كنیم:

1-مرحوم كلینى مى‏نویسد:«فاطمه زهرا علیها السلام پنج‏سال پس از بعثت رسول خدا به دنیا آمد و 75 روز پس از رحلت آن حضرت در سن هیجده سالگى از دنیا رفت.» (1)

2-ابن شهر آشوب چنین مى‏نویسد:«فاطمه زهرا علیها السلام پنج‏سال بعد از بعثت در بیستم جمادى الثانى متولد گردید كه مصادف با سه سال پس از وقوع معراج بود.حضرت هشت‏سال همراه پدر گرامیش در مكه زیست و سپس به مدینه مهاجرت كرد.عمر شریفش در زمانى كه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم از دنیا رفت،هجده سال و هفت ماه بود،و بعد از رحلت پدرش 72 یا 75 روز بیشتر زندگى نكرد.» (2) طبرى در كتاب‏«دلائل الامامه‏» (3) ،مرحوم مجلسى در بحار الانوار (4) ،علامه اربلى در كشف الغمه (5) قول فوق را در ولادت آن حضرت تایید كرده‏اند.روایاتى نیز در تایید این قول موجود است.به دلیل اختصار از نقل آنها خوددارى مى‏كنیم.

قول دیگر كه از علماى اهل سنت نقل شده چنین است:«ولادت فاطمه زهرا پنج‏سال قبل از بعثت پیامبر اسلام بوده است،زمانى كه خانه كعبه را سیل خراب كرد و قریش كعبه را بنا مى‏نهاد. » (6)

علت این كه میلاد فاطمه علیها السلام را قبل از بعثت نقل كرده‏اند و تاریخ ولادت را تغییر داده‏اند،به نظر مى‏رسد به دو منظور بوده است:1-فضایلى كه در ولادت فاطمه زهرا علیها السلام در روایات آمده است،خدشه‏دار كنند،2-با نقل این تاریخ دروغین،مى‏خواهند چنین جلوه دهند كه فاطمه علیها السلام در سن هجده سالگى با على ازدواج كرده است،و چنین نتیجه بگیرند كه او دخترى معمولى بوده و در خانه مانده بوده است و كسى براى ازدواج با او پیشقدم نمى‏شده است.

با تحریف تاریخ ولادت حضرت فاطمه علیها السلام،این هدف را دنبال مى‏كنند كه هم سیده زنان را خفیف كنند و هم على علیه السلام را كه در این ازدواج از شان و منزلتى برخوردار شده است، سبك شمارند و این فضیلت را نادیده انگارند.

اما با استناد به روایات صحیح و تاریخ،این قول كه ولادت آن بانوى بزرگوار قبل از بعثت‏بوده، باطل و بدون دلیل است،بلكه ولادت فاطمه زهرا علیها السلام پس از بعثت‏بوده است و با تشریفات و مقدمات خاصى نطفه این در گرانمایه منعقد شده و با حضور زنان‏بهشتى به دنیا آمده كه بدان اشاره مى‏كنیم.

انعقاد نطفه فاطمه علیها السلام از میوه بهشتى
ابوبكر بغدادى به سند خود از عایشه نقل مى‏كند كه گفت:«به رسول خدا عرض كردم:اى رسول خدا چرا وقتى فاطمه علیها السلام به حضور شما مى‏رسد،او را مى‏بوسى و زبانت را در دهان او مى‏گذارى...فرمود:

«نعم یا عائشه!انی لما اسری بی الى السماء ادخلنی جبرئیل الجنة فناولنی منها تفاحة فاكلتها فصارت نطفة فی صلبی،فلما نزلت واقعت‏خدیجة ففاطمة من تلك النطفة،و هی حوراء انسیه،كلما اشتقت الى الجنة قبلتها،آرى اى عایشه!هنگامى كه به معراج رفتم جبرئیل مرا به بهشت‏برد و از سیب بهشتى به من داد و من خوردم و همان سیب تبدیل به نطفه‏اى در صلب من شد و چون به زمین آمدم با خدیجه بودم كه او فاطمه را حامله شد.فاطمه،حوراى انسیه است.هر گاه مشتاق بهشت مى‏شوم،دخترم فاطمه را مى‏بوسم.» (7)

علامه اخطب خوارزمى خبر فوق را با تفصیل بیشتر نقل مى‏كند،و با این تفاوت كه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:«میوه‏اى از میوه‏هاى بهشت‏خوردم...و هر وقت‏به بوى بهشت مشتاق مى‏شوم،فاطمه را استشمام مى‏كنم....» (8)

حاكم در مستدرك از سعد بن مالك نقل مى‏كند كه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

«اتانی جبرئیل بسفرجلة من الجنة فاكلتها لیلة اسرى بی فعلقت‏خدیجة بفاطمة فكنت اذا اشتقت الى رائحة الجنة شممت رقبة فاطمة،در آن شبى كه به معراج برده شدم،جبرئیل یك گلابى از بهشت‏برایم آورد.آن را خوردم و خدیجه به فاطمه حامله شد،پس هر وقت مشتاق بوى بهشت‏مى‏شوم،گردن فاطمه را مى‏بویم.» (9)

سخن گفتن فاطمه علیها السلام در رحم مادر
شیخ صدوق در امالى به سند خود از مفضل بن عمر روایت مى‏كند كه امام صادق علیه السلام فرمود:

«هنگامى كه خدیجه با رسول خدا ازدواج كرد،زنان مكه از وى كناره‏گیرى كرده و رفت و آمد خود را با او قطع نمودند.خدیجه از این جهت غمگین گردید،تا اینكه به فاطمه علیها السلام حامله شد.این نوزاد در رحم با خدیجه سخن مى‏گفت و خدیجه را دلدارى مى‏داد و خدیجه این مطلب را از پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم پنهان مى‏داشت،تا اینكه روزى حضرت وارد خانه شد و شنید كه خدیجه با كسى سخن مى‏گوید.پرسید:خدیجه با كه سخن مى‏گفتى؟خدیجه پاسخ داد: جنینى كه در شكم دارم با من سخن مى‏گوید و همدم من است.پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:اى خدیجه!جبرئیل به من خبر مى‏دهد كه جنین در شكم تو دختر است و خداى تعالى نسل مرا از وى قرار مى‏دهد و ائمه دین و پیشوایانى كه خداوند پس از انقضاى وحى،جانشینان خود در زمین قرار خواهد داد از نسل او هستند.» (10)

چگونگى ولادت فاطمه علیها السلام
هنگامى كه وضع حمل فاطمه علیها السلام نزدیك شد،خدیجه كسى را به نزد زنان قریش فرستاد و از آنها خواست تا به خانه او آیند و هنگام ولادت فاطمه علیها السلام،او را یارى دهند. زنان براى خدیجه پیغام دادند كه تو به سخن ما گوش نكردى و با یتیم ابوطالب-كه مالى نداشت-ازدواج كردى ما نیز به كمك تو نخواهیم آمد.

خدیجه از این پیغام غمگین شد و در حال غم و اندوه بسر مى‏برد كه ناگاه چهار زن گندمگون بلند قامت-همچون زنان بنى‏هاشم-را مشاهده كرد كه وارد خانه شدند.خدیجه از دیدن ایشان نگران شد.یكى از آن چهار زن به سخن آمد و گفت:«اى خدیجه!نترس و محزون مباش كه پروردگار تو ما را فرستاده و ما خواهران تو هستیم.من ساره هستم،این یك آسیه دختر مزاحم (همسر فرعون) است كه همدم تو در بهشت‏خواهد بود،و آن دیگر مریم دختر عمران و چهارمى كلثوم خواهر موسى بن عمران است.خداى تعالى ما را فرستاد تا در وضع حمل تو را كمك دهیم. »آن گاه كمك كردند تا فاطمه علیها السلام به دنیا آمد. (11)




[ شنبه 16 اردیبهشت 1391 ] [ 09:14 ب.ظ ] [ مریم بهرامی نوین ] [ نظرات ]

نخستین ستاره ای بودی که در عرش به خورشید نبوت رسیدی؛ ستاره ای نیلی به رنگ جراحت آسمان و زخم زمان. ای ام ابیها! ای مهربان ترین مادر، حبیبه ی حق و شفیعه ی حشر! پدر و مادرم فدای پینه ی دست هایت باد. تو محور آسیای ایثاری و اولین علت خلقت. ای مادر رسالت و همتای ولایت! به روزهایی می اندیشیم که پس از واقعه ی عظیم غدیر، همراه با حسنین به خانه های اهل مدینه می رفتی و با بیان وحیانی خویش حجت الهی را بر غافلان، تمام می کردی و بدین سان از آغاز، حمایت از ولایت، سرلوحه ی خصایل آسمانی ات بود.

غبار غم از سیمای زیبای علی می زدودی و بر زخم های فزون از ستاره ی پیکرش که نشان از رزم با باطل داشت، مرهم می نهادی. فتوحات مولا، رهین مهربانی توست. هنوز خطابه های رسایت سراج راه مجاهدان است و بر آفاق تاریخ می تابد. پاره ی تن رسول یار بودی و یگانه یاور یکتا امیر عاشقان. تلألؤ ذوالفقارعلی، وامدار عزم و عزت تو بود. آنگاه که بر بی بصیرتان و دنیا پرستان غضب می کردی، غضبناکی آفریدگار قادر، آشکار می شد. رضای تو رضای حق بود و با خرسندی ات، تمامت اهل عرش و ساکنان قدس، قرین شعف می شدند.
وصله های چادر و بوریای خانه ات، تمنیات و تمایلات خاکیان را به هیچ می انگاشت. صالحان و صدیقین و مقربان ملکوت، آرزومند خدمتگزاری خاندان خدایی ات بودند و بانوان برگزیده ی حق ، رفت و روب آستانه ی خانه ی اهل بیت(ع) را تمنا می کردند و با این وصف، دستان مبارکت که بوسه گاه اشرف رسولان بود، از فزونی تلاش مهرآگینت پینه بسته بود.
همه ی قصرهای جنت و تمام گهرها و آذین های باغ بهشت، ذره ای از غبار خشت خانه ات هستند و هستی، جلوه ی یک سجود سالکانه ی تو. اگر نبودی، افلاک و آفریدگان به وادی حیات نمی رسیدند.
ما «اسیر» عنایت تو هستیم و «مسکین» و محتاج شفاعتت. اینک «یتیم» هجران توییم و سیه پوش نیلوفر ساقه شکسته ی شهود؛ « و یطعمون الطعام علی حبّه مسکینا ً و یتیما ً و اسیرا». ما را نیز به طعام معرفت و محبت، میهمان کن و از زلال زمزم خیر کثیر، بنوشان ای عطیه ی عرش!
سلام بر غمگنانه ترین روایت ولایت! امروز جان علی از تن مفارقت کرد، گرد یتیمی بر رخسار مهسای زینب نشست، موسم تنهایی حسن فرا رسید، حسین از همین لحظه، کربلایی شد و طلیعه ی عاشورا بر صحیفه ی راز، تابید. ای مهدی موعود، ای آخرین حجت یار! تو شاهدی که مادر سادات را شبانه به جانب مزاری ناپیدا مشایعت کردند و پیکر زخمی شقایق باغ ولایت را به آغوش خاک سپردند و علی بی یاور شد. ای قائم آل یاسین، ای شمس بنی هاشم، ای برپا کننده ی قسط ، ای احیاگر عدل علی! ذوالفقار قیام از نیام برآور و روا مدار که چنین، امواج غم بر دریای دل شیعه بیفزایند.
اینک در شعاع آفتاب خرداد، اندوهی سترگ بر شکوفه های قلب شیعه سایه گستر شد. ستاره ی امید نبی بر خاک فتاد و موج دریای دل علی به ساحل فرقت رسید و برترین آشنای عرشیان بر فراز دست سپیداران در سیاهی شب به ضیافت سرخ لقا نایل شد.
مادر، چه غریبانه از دیار عاطفه ها هجرت کرد و در مشایعتش مرغ دل تا فراسوی آسمان کوچید. معتصمین شیطان، تلخی شوکران فراق را در کام یاران سپیده ریختند. واحسرتا! مهتاب نیلی شفاعت به محاق نشست و طوبای رعنای ولایت و آذین صحیفه ی شهادت، پای به معراج نهاد و سایه ی همای عنایتش را از ماسوا برچید.
امروز از سیمای یاس ها و نسترن های بهاری، نکهت غم می خیزد. امروز شقایق های دشت بی قراری، سیاهپوش زهرای آل یاسینند و از سمت آبی دلدادگی، سحاب حزن و توفان حسرت به آسمان احساس سرخ شیعه رسیده و بارش اشک و تراوش زمزم عشق و ریزش آبشار حرمان و رویش غنچه های درد و داغ، منظر بهار غمند و عندلیب عاطفه را به نغمه ی فرقت فرامی خوانند.
یا فاطمه، یا سیدتنا و مولاتنا!
ادرکنا!
امروز صبای سوزدل ها حزین و خرامان به سوی مدینه وزید و عطر یاسمن های اندوه در کوچه های ارادت پیچید. سلام عاشقان بر غریب مدینه. امروز تمام راه های آسمان را به سوی مدینه گشوده اند و راهیان سبز سلوک به تنهایی مزار یار می اندیشند. آنک، در رثای گوهر گمگشته ی علی، ریزش الماس اشک را شاید و تراوش یاقوت آه. آنگاه که شمشاد شیدای ولایت را شبانه به معراج مهر بردند، چشمه ی اشتیاق خشکید و ماه امید، هجرت کرد. چه شباهنگام دلتنگی بود و چه سپیده ی سیاهی! تمام خورشیدهای شعف، یکباره با غروب آشنا شدند. سیمای سپید زهره ی منظومه ی ولایت به سرخی گرایید.
فاطمه، معیار فضایل بود و اسوه ی سرآمدان عصمت و میزان محسنین. در فناکده ی خاک، افول کرد و در بقاسرای عرش، طلوع و تابندگی نمود. هنوز آوای شیوایش در گوش دل ها باقی است که همگان را به پارسایی و پایداری در ولایت علوی می خواند و خود،عامل نخست آن بود. آیین محمد (ص) از استقامت سرخ زهرا آوازه یافت و امت از مرام زیبایش، مجد. فردای شیعه از دیروز شعله ناک آلاله ی شهید نبی، به روشنایی رسید و سوز سینه ی آسمانی اش، اقتدار و صبر حسین و سطوت و صلابت حسن را به ارمغان آورد.
السلام علیک یا فاطمة الزهرا یا بنت رسول الله!
ما خاک پای یوسف گمگشته ی توییم و حیات و قیام و حکومت و جان و روح و هستی مان رهین یک نگاه آسمانی اوست. انقلاب اسلامی ما جلوه ی کوچکی از نورعنایت فرزند عزیز توست. تمام شقایق های دشت التهاب برای قطره ای از دریای احسانش در انتظار، می سوزند.
خدایا مباد که نسیان و غفلت ما، موعود عاشقان را دل آزرده سازد، که تمام حیات و نهضت ما برای یک تبسم ملیح اوست. سال هاست که دلتنگ غیبت و نهانی اوییم و نیک می دانیم که وجود جودآگینش حضور محض است و نهانی، از آن ماست.
یا فاطمة الزهرا، یا قرة عین الرسول!
پدر و مادرم فدای خاک قدوم گل گمگشته ات باد. نظر عنایت خویش از ما مگیر. ضعیفانیم و چه کسی به ما نظر کند جز مظهر سطوت رسول یار؟ تهی دستانیم و چه کسی احسان مان کند جز جلوه ی غنای دوست؟
یا وجیهتا ًعند الله، اشفعی لنا عند الله!




[ شنبه 9 اردیبهشت 1391 ] [ 07:22 ب.ظ ] [ مریم بهرامی نوین ] [ نظرات ]

 بسی رنج بردم بدین سال سی

عجم زنده کردم بدین پارسی

 
دشمنی کردن ، درفرهنگ ایران نیز، حد دارد . سـرتاپای دشمن ، شرّ نیست . با دشمن ، درهمه سوها، جنگیده نمیشود . دشمن را ازهمه سو، زشت نمیکند وبدنام نمیسازد . مفهوم « اهریمن »، که مخلوق ایزدشناسی ِ زرتشتی است ، ربطی به فرهنگِ اصیل ایران ندارد .  حتا همان اهریمن در متون زرتشتی نیز، « مثل اعلای استوارماندن در پیمان خود تا به حد نیستی خود» هست . او، پیمان خود را به بهای نابودشدن همیشگی می پذیرد . برای اهریمن در متون زرتشتی ،استوارماندن درپیمان ، ارزشی برتر از غلبه وپیروزی دارد . این چنین مفهومی از دشمنی، ازارزشهای بزرگ فرهنگ ایرانست . درمورد عرب نیز باید این فرهنگ متعالی را رعایت کرد .


آیا اعراب ، برای توهین کردن به ایرانیان، آنان را « عجم » می نامیده اند ؟ یکی از پژوهشگران ، مینویسد : « واژه عجم به دلیل بارمنفی و مفهوم اهانت بار و ریشخند آمیزی که دراصل داشته ( گنگ ولال ) و عربها آن را دراشاره به ایرانیان و دیگر قومها که نمی توانستند واژه های عربی را مانند خود آنها بر زبان آورده ، به کاربرند ، درنا همخوانی آشکار با دیدگاه فرهیخته ایرانی ی فردوسی بوده .... » . اگربه سراسرمراجع معتبر عربی رجوع شود ، دیده میشود که گرانیگاه معانی دوم این واژه ، نامفهوم بودن برای عربست نه گنگ ولال بودن ِ گوینده . درآغاز باید بُن یک اصطلاح و واژه را یافت ، و سپس خوشه معانی که ازاین بُن برمیخیزند ، شناخت .


هرچند که این واژه نزد عوام عرب پس ازگذشت زمانها ، چنین معنائی یافته باشد ، ولی « دراصل » ، به کلی چنین معنائی نداشته است، و معنای اصلی آن ، دلیل براحترامیست که اعراب ، به ایرانیان داشته اند . البته « عجم » ، دراصل، به هیچ روی، معنای گنگ ولال نداشته است و به غایت توهین وریشخند وتحقیرپیدایش نیافته ، بلکه درست معنائی برای تعظیم و تجلیل و تحبیب داشته است .

ابی الحسین احمدبن فارس بن زکریا رازی ، که از بزرگترین واژه شناسان درسده چهارم بوده است و نزد همه معتبراست در دو کتاب ( المقائیس فی اللغه +   مجمل اللغه ) خود نخستین معنای « عجم » را تخم خرما و انگورو میوه هائی همانند انگور میداند . «النوی ، و کل ماکان فی جوف ماءکول مثل العنب ما اشبهه فهو عجم ».

باید درپیش چشم داشت که نام خرما درعربی که « قصب = قسب » باشد ، معنای نیشکر نی و قلم وکلک را هم داشته است ( لغت نامه ). اینهمانی خرما با نیشکر، اهمیت دارد چون « قصب» ، معرب « کس+ به » است که به معنای « نای به = وای به » است که زنخدای ایران میباشد. خوارزمی در کتاب مقدمه الادب مینویسد که « عجم » ، دانه هرچیزی است.   بدین علت به درخت خرمائی که ازتخم خرما بروید ، عجمه میگویند .

 

سعدی میگوید :

شرب نوش آفرید ازمگس نحل          نخل تناور کند ز دانه خرما


معنای بنیادی دیگر عجمه ، صخره سخت است . به افشره ای که از دانه های میگرفتند میگفتند نفت العجم . به نیایشی که زیرلب زمزمه میکردند نیز عجم میگفتند ( ان صلاه النهارعجما ، لانها لا یجهرفیها بالقراءه ) .

پس معنای اصلی عجم، که « تخم و دانه وهسته » باشد، تصویری بوده است که با خود، برآیندهای گوناگون آورده است . تخم ، در پهلوی وگویشها « توم » خوانده میشود ، و معنای « تاریک » هم دارد . در سغدی واژه « دانه » ،   « دوانه » میباشد ( فرهنگ قریب ) که درکردی به معنای جفت وهمزاد میباشد .  همچنین« توم » در عبری وآرامی ،   به معنای « همزاد ، دوقلو» هست که امروزه به شکل « توماس» ، ازنامهای متداول درغربست( Biblisch-Historisches Handwoerterbuch) ). « تخم » درخود ، درخت وشاخ وبرگ و بر را بالقوه دارد، وبدین علت ، گنج نهفته درتاریکی  است .

  
ازسوی دیگر، درفرهنگ ایران ، تخم ، هم « بر» و هم « بُن وبیخ » درخت است . وجودی که هم بر و هم بُن ، هم پایان و هم آغاز است ، وجودی مستقل و آزاد که ازخود و به خود ، هست . این در فرهنگ ایران ، «کمال» شمرده میشد .« کمال » مانند اسلام، علم یا قدرت بی نهایت نبود. چیزی کمال داشت که خودش، اصل نوآفرینی ِ خودش هست. ازخودش ، به روشنی میرسد . به همین علت ، رستم ، تخم تن است . درگزیده های زاد اسپرم ، بخش ٣۴ پاره ۲۹ میآید : «   .... باز آفرینی همه چهره ها ، درپایان به آغاز همانند باشند . چنانکه مردم که هستی آنان از تخم ( نطفه ) است ، از نطفه به وجود آیند و گیاهان که هستی آنان از تخمک است ، کمال پایانی آنها نیز با همان تخم است » . همین اندیشه درگرشاسپ نامه توسی نیز میآید.
که این یکی بودن « برو تخم » در جهان هستی باشد. جهان هستی ، درختی است که ازبرش ، بیخش پدید میآید . به عبارت دیگر، جهان هستی ، خالق ندارد .

 

به تخم درخت ارفتی در گمان

نگه کن برش، تخم باشد همان

 

ازسوئی هرتخمی درواقع ، تخم درون تخم است . ازاین رو ، آنچه درتخم ودانه و هسته ، نهفته است ،  نیروهائی هستند که در تاریکی و پوشیده و نادیدنی هستند . این تصویر، یکی ازتصاویر بنیادی درجهان بوده است ، و بیان « ازخود بودن» ، «ازخود ، روشن شدن» ،« ازخود ، سرچشمه بودن » است ، چون همه چیز را درخود دارد . همچنین « شیره وافشره در تخم » که نشان ِ اصل درخت ومیوه است ، درست درتخم ودانه ، پوشیده و نا دیدنیست . این معنای اصلی « عجم » است .   ازاین رو یکی از معانی عجم بنا بر اشتاین گاس ، هم شیره وافشره ازدانه های گیاهان وهم آزمودن ، امتحان کردن  است. این معانی گرانقدر، ازیکسو مارا ازغنای درونی تخم ( عجم ) آگاه میسازد و ازسوی دیگر ، به پوشیدگی و ناشناس بودن آن، اشاره میکند

 

 این رویه ناشناس بودن وپوشیده بودن ِ از معنای اصلی هست ، که  سپس از عوام عرب ، معنای منفی پیدا کرده است . آنچه ما نمی فهمیم ، بد وزشت و تباه است . امروزهم ، این شیوه تفکر، درمیان عموم ، رایجست . ولی دراصل ، عجم ، به ایرانی بدان علت گفته میشده است که انسان آزاده ایست و برپای خود میایستد . رابطه عرب با ایرانی ، با محمد، شروع نشده است . عربها با ایرانیان پیش ازآمدن محمد ، رابطه دیگر داشته اند . این دو گونه رابطه را باید جداگانه بررسی کرد. این اصطلاح « عجم » ، ریشه دراین دوره پیش از محمد و اسلام دارد.ایرانی آنگاه ، بدان علت عجم خوانده میشده است ، چون پیروان فرهنگ زنخدائی (= ارتائی ) بوده اند. « اجم» و« سورستان» و هروم ( روم ، هر= نی ) ، اصطلاتی برای جوامع زنخدائی ایران بوده اند که اعراب نیز پیرو آن بوده اند . اجه ، به هندی « قصب السکریا نیشکر » است.   اجمه ، درمقدمه الادب خوارزمی به معنای بیشه ونیستان است و جمع آن « اجم » میباشد . « عجه » درمنتهی الارب به معنای « خایگینه ، لغت مولده است » ( یعنی تخم مرغ ) . اج، درفارسی، به درخت افرا گفته میشود که نام دیگرش « اسپندان » است که به خوبی مارا به اصل راهنمائی میکند . « ئوز » که همان « خوز» باشد ( خوزستان= نیستان) به معنای نی است، و این نام زنخدای ایران بوده است که برای پیروان زرتشت ، بت ( اوز دِس ) وزشت و پلشت شده است ، و اعراب درست همین زنخدا را بنام « عزی » میپرستیده اند .   مقصود اینست که عرب، پیش ازپیدایش اسلام،با دیدی دیگری به ایرانیان مینگریسته اند ، و ایرانیان را ارجمند میشمرده اند ، ونام « عجم = اجم » ، بیان بزرگواری ایرانیان و پیوند عرب با چنین ایرانی بوده است . چنانکه درشاهنامه نیز« عربستان» با « ایران » باهم ، بهره ایرج ، نخستین شاه اسطوره ای ایران میگردد .

 
پس آنگه نیابت به ایرج رسید

 مراورا پدر، شهرایران گزید

هم ایران  هم دشت نیزه وران

همان تخت شاهی و تاج سران

بدو داد که او را سزا دید گاه

همان تیغ ومهر ونگین و کلاه

سرانرا که بُد هوش و فرهنگ ورای

مراورا چه خواندند ، ایران خدای


فردوسی ، درخود، آگاهانه رسالت زنده کردن ایران را داشت و هدفش   از شاهنامه سرائی ، نوزائی فرهنگ واجتماع و جهان آرائی ایران بود ودرست دراین بیت شعر، به با نگ بلند، از رسالت خود دم میزند .


«عجم ، زنده کردم بدین پارسی »


« عجم زنده کردم بدین پارسی » ، این معنای ژرف را دارد که من « فرهنگ ِ زنخدائی یا خرّ مدینی ، فرهنگ سیمرغی- ارتائی ایران » را با این نوشته ، زنده کرده ام . « عجم » ، درست معنای والا و ژرف ِ فردوسی را بیان میکند . آن ایرانی که « بُن وبیخ واصل = عجم » است ، آن ایرانی که افشره وشیره وجانست( عجم ) ، آن صخره سختی( عجم) که برفرازکوه البرزاست و ایران نوین برآن بنا خواهد شد، دراین نوشته زنده میشود و فرشگرد می یابد . این همان نیستانی( اجم = عجم ) است که مولوی درد اشتیاق بازگشت به آن را دارد تا درآنجا بازازنو زاده شود .

نویسنده مطلب :  منوچهر جمالی




[ شنبه 12 فروردین 1391 ] [ 03:34 ب.ظ ] [ مریم بهرامی نوین ] [ نظرات ]

و: هر روز شما باید بهتر از روز قبل باشد

از روایات و آیات استفاده می شود كه انسان مسئول سرنوشت خودش بوده و صعود و سقوط را خودش رقم میزند

(4)

قرآن میفرماید: ان الله لایغیروا ما بقوم حتی یغییروا ما بانفسهم

یعنی خداوند سرنوشت قومی را تغییر نمی دهد مگر اینكه آنها بدست خودشان سرنوشتشان را تغییر دهند

دهها عامل انتخابی از جمله محیط –خانواده – تغذیه ، تعلیم و تربیت و000 باعث می شود سرنوشت انسان به كمال یا خلاف آن تغییر یابد0

پیامبر گرامی اسلام (ص) فرموند: روزهای شما باید بهتر از گذشته باشد0

قال رسول الله (ص) : من استوی یوماه فهو مغبون – هر كسی اگر دوروزش یكسان باشد او مغبون است و ضرر كرده است و باز فرمود:

من كان غدوه شرا من یومه فهو ملعون – هر كسی اگر فردایش بدتر از امروزباشد مورد لعنت واقع شده است

پس همه انسانها باید تلاش نمایند با استفاده از عوامل و فرصت به سمت ترقی . كمال حركت كرده و آثار عبادات و خدمات و000در روزهای آینده محسوس و ثمرات آنرا انسان در زندگی باید مشاهده و گذشته پله های صعود برای آینده باشد0

ز: اعیاد در جامعه اسلامی

عیدها بر دو قسم هستند بعضی عیدها مذهبی و بعضی نیز تابع آداب و رسوم اجتماعی و قومی و محلی میباشند

عید نوروز عید ملی و باستانی عجم از جمله ایرانیان هست

مسلمانان چهار عید دارند

امام هادی (ع) فرمودند: انما الاعیاد اربعه للشیعه: الفطروالاضحی و الغدیر والجمعه – بحارالانوار ج 98

مسلمانان چهار عید دارند : فطر- قربان – غدیر – وجمعه

برای سه عید از از چهار عید نماز پیش بینی شده است – عید فطر – قربان – و جمعه

البته ما روزهای ولادت پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) و روز مبعث و 000 را نیز عید میدانیم اما عیدهای دیگر به آداب و سوم اجتماعی بر میگردد 0

مثل عید نوروز مخصوص عجم هاست و 22 بهمن و سایر مناسبتهای دیگر كه در آن روز اتفاق مهمی بوقوع پیوسته و باعث شادمانی مردم و آن روز به عنوان یك روز بزرگ ، بیاد ماندنی و سرنوشت ساز به ثبت رسیده و مردم شیرینی آنرا هرگز فراموش نخواهند كرد0

در یك جمله در هر روزو زمانی كه حادثه مهم و سرنوشت سازی اتفاق افتاده باشد آن روز عید است شاید به همین دلیل بعضیها سالگرد تولد یا سالگرد ازدواج را همیشه بیاد داشته و از آن به زیبائی یاد میكند 0

پس اگر مردم اول بهار را عید میگیرند به این دلیل هست كه زمستان سرد به پایان رسیده و در حقیقت شكوفائی طبیعت و به گل نشستن گیاه را جشن میگیرند0

امام حضرت علی (ع) میفرماید: انما هو عید لمن قبل الله صیامه و شكر قیامه

یعنی همانا ایام برای كسی عید است كه خداوند روزه و نمازش را قبول كرده باشد0

(5)

و در ادامه فرمود: و كل یوم لا یعصی الله فیه فهو عید

یعنی هر روزی كه انسان معصیت خدا را انجام ندهد آنروز برای وی عید است

ح - محاسن عید نوروز

با استفاده از روایات به این نتیجه رسیدیم كه عید نوروز فی نفسه نیكو و بعضا مورد تشویق نیز واقع شده است0

البته خیلی چیزها در عین اینكه نیكو و زیبا ست و می تواند مورد سوء استفاده نیز واقع شود حتی عبادات مثل نماز و حج و 000 و عید نوروز نیز می تواند مورد حسن استفاده یا سوء استفاده واقع شده و بر اساس نوع استفاده می شود داوری كرد

اما محاسن عید نوروز:

1-  مسافرت خیلی از مردم به بهانه نوروز و با استفاده از فرصت تعطیلی جهت دیدار با اقوام تفریح – زیارت به مسافرت میروند

در اسلام به سفر فراوان سفارش شده و هر یك از آنها تابع شرائط خواهد بود و اجر و پاداش آنرا نیز در نیت و نوع سفر می توان جستجو كرد0

2-  صله رحم – بخشی از مردم به بهانه عید نوروز و شاید دقیقا فقط در نوروز اقدام به صله رحم و دیدار اقوام میكنند امروز بعلتهای مختلف صله رحم به حداقل رسیده و هر بهانه ای كه باعث تقویت آن شود نیكوست0

3-  نظافت عمومی – معمولا قبل از عید نوروز خانواده ها اقدام به خانه تكانی و نظافت عمومی كرده این عمل همیشه ارزشمند میباشد0

4-  پوشیدن لباس نو – اگر در توان خانواده ها با شد بسیار سفارش شده است كه برای اهل منزل لباس نوخریداری گردد و مخصوصا برای فرزندان خرید لباس نو اگر به همراه انگیزه معنوی باشد بسیار ارزشمند است0

5-  رفتن به زیارت بزرگان و دانشمندان و بزرگان فامیل

6-  رفتن جهت زیارت قبور مطهر ائمه و در ایران قبر مطهر حضرت امام رضا (ع) و امام زاده ها و قبور مطهر شهداء

7-   رفتن به سر قبر اموات و گذشتگان مخصوصا شهداء

8-  دادن هدیه به همدیگر مخصوصا بزرگان به كوچكترها البته از حدمتعارف و متعادل خارج نشود0

9-  خوشحالی و نشاط مردم-هر چیز مشروعی اگر باعث نشاط و سرور جامعه و خانواده ها گردد ارزشمند و مورد سفارش اسلام هست0

10-رفتن به دامن طبیعت در روز 13 فروردین

11-آشتی دوستان و خانواده ها با همدیگر: به هردلیلی در طول سال با همدیگر قهر بوده ولی به بهانه عید و با وساطت دیگران با هم آشتی كرده و به خانه هم میروند0

(6) کارهای غلط در نوروز

1-  ترویج خرافات: مثل چهارشنبه سوری كه یك عمل مردود وباعث خسارتهای فراوان جانی و مالی برای جامعه میگردد0

2-  چشم و هم چشمی در خرید پذیرائی و 000 یكی از مشكلات جامعه كه باعث بهم خوردن تعادل خانواده ها میگردد چشم و هم چشمی در زندگی است0

3-  اسراف و تبذیر – به بهانه عید نوروز بعضا اسراف فراوانی در پوشاك و خوراك صورت گرفته كه اصلا معقول و پسندیده نبوده و مغایر با سفارش قرآن نیز میباشد0

4-  ترك ارزشها: گاهی به بهانه عید خیلی از ارزشها از جمله حجاب – نماز – دعا – رفتن به مسجد و 000 ترك میگردد0

5-  تحت الشعاع قرار گرفتن بعضی از مناسبتها: مثل شهادت ائمه (ع) و 000 به مناسبت عید با اینكه آن مناسبت مهمتراست0

6-  تفسیر روز 13 فروردین به روز نحس : اساسا در اسلام همه ایام نیكو و تابع اعمال و افعال انسانها است

7-  ترویج موسیقی و فیلم های مبتذل: به بهانه اینكه عیداست و باید شاد بودو هر شادی را در چنین ایامی مباح میدانند0




[ پنجشنبه 3 فروردین 1391 ] [ 07:18 ب.ظ ] [ مریم بهرامی نوین ] [ نظرات ]

در مفاتیح شیخ عباس قمی از جمله دعای وارده برای تحویل سال این دعا میباشد:

یا مقلب القلوب و الابصار  یا مدبر الیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی ا حسن الحال

 یعنی ای تغییر دهنده قلبها و دیده ها ای تدبیر كننده شب و روز ای گرداننده حول و احوال – حال ما را به نیكوترین حال برگردان0

دعای بسیار پر محتوا ،جامع ، كامل و در عین حال مناسبترین دعا برای تغییر و تحول زمان است كه انسان از خداوند در خواست میكند همانگونه  كه زمان را تغییر داده و زمستان را با گرمای بهار لطافت بخشیده حال و روز گار سرد و بی روح ما را هم به بهترین حال تغییر داده تا ما نیز از روح بلند و دلی سرشار از معنویت و دستی خدمتگذار و پای در راه حق و چشم بصیر و فكر آسوده و قلب سلیم و جسم تسلیم حق برخوردار بوده باشیم0




[ پنجشنبه 3 فروردین 1391 ] [ 07:18 ب.ظ ] [ مریم بهرامی نوین ] [ نظرات ]

حضرت علی (ع) نوروز را تعمیم داده است به روزهای بیشتر و برای آدمهای خاص و ویژه

كل یوم لایعصی الله فیه فهو عید یعنی هر روزی كه انسان در آن روز خداوند را نا فرمانی نكند آن روز عید است0

در حقیقت انســانها باید عید و شادمانی را در روزی قرار دهند كه مرتكب خلاف و گناه نشده و رضایت خداوند را كسب كرده باشند- بنا براین همه باید تلاش نمائیم در تمام ایام مخصوصا در زمانهای خاص خدا را در همه جا حاضر و ناظر دیده و جز خدا به هیچ چیز نیاندیشیم0




[ پنجشنبه 3 فروردین 1391 ] [ 07:17 ب.ظ ] [ مریم بهرامی نوین ] [ نظرات ]

 

از امام صادق (ع) روایت شده كه وقتی نوروز فرا میرسد : اذا كان یوم النیروز فاغتسل والبس انظف ثیابك و تطیب با طیب طیبك

در نوروز غسل نمائید و پاكیزه ترین لباس هایت را برتن نما خودتان را به بهترین عطر خوش بو نمائید و البته در روایتی  به نماز مستحبی نیز سفارش شده است0




[ پنجشنبه 3 فروردین 1391 ] [ 07:16 ب.ظ ] [ مریم بهرامی نوین ] [ نظرات ]

 

امام صادق (ع) به معلی بن خنیس فرمود بخاطر وقایع واتفاقاتی كه در نوروز واقع شده نوروز از اهمیتی برخوردار می باشد0

1- آفتاب طلوع كرد

هو اول یوم طلعت فیه الشمس – نوروز روزی است كه اولین بار خورشید در آن طلوع كرده است0

2- كشتی نوح آرام گرفت

هو الیوم الذی استوت فیه سفینه نوح علی الجودی – در نوروز كشتی حضرت  نوح بر كوه جودی آرام و قرار گرفت 0

3-جبرئیل بر پیامبر (ص) نازل شد

هو الیوم الذی هبط فیه جبرئیل (ع) علی النبی (ص) در نوروز جبرئیل بر پیامبر خاتم(ص) فرود آمده است

4 – حضرت ابراهیم بت ها را شكست

هوالیوم الذی كسر فیه ابراهیم اصنام قومه – در نوروز حضرت ابراهیم (س) بت های قومش را شكست

5-بت ها از پشت بام كعبه به زمین ریخته شد0

هو الیوم الذی حمل فیه رسول الله (ص) علیا (ع) علی منكبیه حتی رمی اصنام قریش من فوق البیت الحرام

در نوروز رسول خدا (ص) علی (ع) را بر دوش خود قرار داد تا آنحضرت بت های قریش را از پشت بام كعبه بر زمین بریزد0

6- بیعت با حضرت علی (ع) بوقوع پیوست0

هوالیوم الذی اخذ فیه النبی (ص) لامیرالمومنین(ع) العهد بغدیر خم فاقروا له بالولایه فطوبی لمن ثبت علیها والویل لمن نكثها

در نوروز پیامبر (ص) در محل غدیر خم برای حضرت علی (ع) از مردم عهد و پیمان گرفت و مردم در آن روز بر ولایت علی (ع) اقرار كردند و خوشا بر كسانیكه بر ولایت آن حضرت استوار ماندن و بدا به حال كسانیكه آن پیمان را شكستند 0

7- حضرت مهدی (عج) ظهور میكند

هوالیوم الذی فیه یظهر قائمنا اهل البیت و ولاه الامر و یظفره الله بالدجال و ما من یوم نیروز الا و نحن نتوقع فیه الفرج لانه من ایامنا حفظه الفرس و ضیعتموه

نوروز روزی است كه در آن امام عصر (عج) ظهور میكند و خداوند او را بر دجال پیروز میگرداند هیچ نوروزی نیست مگر آنكه ما در آن فرج او را انتظار می كشیم نوروز از ایام ما میباشد ایرانیان آنرا بزرگ شمردند و عربها آنرا ضایع كرده و كوچك شمردند0

8- نوروز روز اول سال ایرانیان است

0000 لایعرف سببها الا الراسخون فی العلم و هو اول یوم من سنه الفرس

(3)

در پایان  حضرت فرمود: سبب و علت آنرا جز ریشه داران در دانش كسی نمی داند و نوروز همان روز اول سال ایرانیان است0

از روایت امام صادق (ع) چنین استفاده می شود یا در اولین روز سال ایرانیان وقایع مهم و سرنوشت سازاتفاق افتاده و در نهایت ظهور حضرت ولی عصر (عج) اتفاق میافتدو یا اینكه هر روز مهم و تاریخی و سرنوشت ساز  از جمله اول سال ایرانیان نوروز و یا روز نوومهم و بیاد ماندنی است0

در یك جمله می شود نتیجه گرفت كه نوروز مورد تحسین و ایرانیان مورد تشویق امام صادق (ع) قرار گرفته و قوم عرب به علت عدم اهتمام در نكو داشت نوروز مورد سرزنش واقع شدند0




[ پنجشنبه 3 فروردین 1391 ] [ 07:16 ب.ظ ] [ مریم بهرامی نوین ] [ نظرات ]

امام صادق (ع) فرمود: هرگاه نوروز فرا رسید غسل كنید و پاكیزه ترین لباس هایت را بپوشان

«وسائل الشیعه ج 5 ص 288 »

4-نوروز روز اول سال ایرانیان است

امام صادق (ع) ….. و هو اول یوم من سنه الفرس

و نوروز همان روز اول سال ایرانیان است

باتوجه به روایات و احادیث و مستندات دیگر به این نتیجه رسیدیم كه عید نوروز علاوه بر سابقه طولانی، از سوی معصومین و مخصوصا امام صادق (ع) به نیكی یاد شده و بر همین اساس بزرگان دین و علماء گرانقدر و مراجع تقلید از نفس عید نوروز به زیبائی یاد كرده منتهی نسبت به پیرایه های منفی آن همیشه تذكر دادند




[ پنجشنبه 3 فروردین 1391 ] [ 07:15 ب.ظ ] [ مریم بهرامی نوین ] [ نظرات ]

معلی بن خنیس میگوید در روز اول فروردین (نوروز) خدمت امام صادق (ع) رسیدم حضرت از من پرسید آیا میدانی امروز چه روزی است گفتم خیر ولی عجم ها (ایرانیان) امروز را عید میگیرند 0

امام صادق (ع) فرمودند: امروز از چند جهت اهمیت دارد: خداوند از بندگان خود پیمان گرفت كه 1- او را پرستش كنند2- چیزی را شریك او قرار ندهند3- پیرو رسول او باشند4- پیرو حجت های الهی و اولیای او باشند- بحار الانوار ج 59 ص 59

البته روایت معلی بن خنیس مشهورترین روایتی است كه از امام صادق (ع) در مورد نوروز به نیكی یاد شده است




[ پنجشنبه 3 فروردین 1391 ] [ 07:15 ب.ظ ] [ مریم بهرامی نوین ] [ نظرات ]

پیامبر اكرم (ص) فنیرزوا ان قدرتم كل یوم یعنی تهادوا و تواصلو فی الله ((دعائم الاسلام)) – ج 2

یعنی اگر می توانید هر روز را نوروز كنید یعنی در راه خدا به یكدیگر هدیه بدهید و با یكدیگر پیوند داشته باشید 

هر چند خیلی روشن نیست كه سخن پیامبر گرامی اسلام(ص)  فقط برای نوروز باشد و لكن از نوروز بعنوان روز خوب یاد شده و خواهان نوروز در هر روز شده و تشویق به هدیه دادن و تقویت روابط عاطفی از جمله توصیه آن حضرت بوده است




[ پنجشنبه 3 فروردین 1391 ] [ 07:14 ب.ظ ] [ مریم بهرامی نوین ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 7 :: 1 2 3 4 5 6 7

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
بک لینک , قالب بلاگفا